تبليغاتX
گــذرک ، گذر کوتاه به هر چیز
24 اسفند 1388
آگهی استخدام

در جایی خواندم :

به یک خانم مجرب و متعهد جهت کار در ... نیازمندیم !!

پیش خودم گفتم شاید اینطوری دقیق تره :

به یک خانم مجرد و متعهد ...

به یک خانم مجرد و متاهل ... (!)

به یک خانم مجرب و متاهل...

                                     آخرش نمیدونم چی شد !!

نوشته شده توسط 1900 | لینک ثابت | موضوع: مختلط !! - نظر(5) -  
6 اسفند 1388

اما بعضی ها از گناه هم آلوده ترند !

این مطلب یه پست دو طرفه است اینجا یکی دیگه طرفشه !!

نوشته شده توسط 1900 | لینک ثابت | موضوع: مختلط !! - نظر(13) -  
30 بهمن 1388
مینیمالیستی

چند وقتیست زدیم تو کاره مینیمال !! البته نه از این مینیمال های هر جایی، جمله ای که بشه اسمش رو مینیمال گذاشت !!

چند نمونه اثر می گذارم تا دلم خنک شود( !) :

1- محتاط باشید که معتاد نشوید ! (استفاده از کلمات هموزن)

2- در عین ناباوری ، نابارور بود ! (استفاده از کلمات مشابه در نوشتار و مختلف در معنی)

3- اینقدر به آب و آتیش زد که دودمانش به باد رفت ! (یکی کردن دو ضرب المثل)

4- از منتظر موندن بدم میاد به خاطر همین همیشه موقع عبور از چراغ قرمز حساب بانکیم پره !! (استفاده از حوادث روزمره - که به وفور در مینیمال های حال حاضر دیده میشه-)

البته کلن نوشتن کاریکلماتور حوصله هم میخواد چون در عین ایجاز (کوتاه نویسی) باید لپ کلام رو هم برسونی و به همراه اون 1- خواننده رو غافل گیر کنی 2- یه چیز جدید داشته باشی برای گفتن 3- از تضاد در جمله به نحو مطلوب استفاده کنی 4- ... ، به خاطر همینه این چند روزی به جای درس وقتم رو اختصاص میدم به مینیمال نویسی !!

نوشته شده توسط 1900 | لینک ثابت | موضوع: مختلط !! - نظر(9) - دنبالک ها(0)  
13 بهمن 1388
آگاه باشید

بدانید : هر که زاد ، بمرد !!

نوشته شده توسط 1900 | لینک ثابت | موضوع: روزگار نامه - نظر(8) -  
24 دي 1388
او ترانه 26 سال و چند روز دارد ...

"نمی دانم اولین بار به فکر چه کسی خطور کرد که چراغ های راهنمای سر چهارراه ها ، بهتر است ثانیه شمار داشته باشد !! اما حدس میزنم دلیلش این بوده که آدمیزاد پشت فرمان  نشسته است تکلیف خودش را بداند تا وقتی از دور به چهارراه نزدیک می شود بتواند حدش بزند تا رسیدنش به تقاطع آیا چراغ سبز می ماند یا خیر ، و آیا بهتر است به نیش ترمزی اکتفا کند یا اینکه باید قید رد شدن را بزند و با آرامش بایستد. پشت چراغ قرمز چقدر باید معطل شود و در نتیجه گوش به زنگ باشد که از کی دنده را جا بیاندازد که وقت بقیه تلف نشود و یا اینکه اصلا ترمز دستی را بکشد و با خیال راحت لحظه ای سرش را تکیه دهد و چشمانش را ببندد و نفس عمیقی بکشد و ..."  

یکی از بهترین داستان های ترانه علیدوستی که با نام "هر سی ثانیه" در بالا می بینید . از سری داستان های این هنرمند این یکی رو بیشتر از همه دوست دارم یا شاید هم یجوری باهاش خوب می سازم!!  

22 دی ماه خانم علیدوستی 26 ساله شدند از سری فیلم های ایشون هم که میشه به پنجاه کیلو آلبالو ، زندگی با چشمانی بسته ، درباره الی ، تردید ، کنعان ، شهر زیبا ، من ترانه 15 سال دارم و در نهایت فیلم همیشه تلخ ،چهاشنبه سوری (!) اشاره کرد !!! چهار شنبه سوری از این جهت تلخِ چون پویان ، برادر کوچیکه ترانه علیدوستی در چهاشنبه سوری سال 83  با کوله پشتی پر از مواد منفجره از دنیا رفت !!  

نوشته شده توسط 1900 | لینک ثابت | موضوع: روزگار نامه - نظر(8) -